استارت آپ ویکند تبریز

۶ گام برای انتخاب یک اسم عالی برای استارت‌ آپ تان

چیزی که شما آن را مخاطره یا یک ماجراجویی به حساب می آورید شاید یکی از مهم ترین تصمیماتی باشد که توسط شما در اولین روزهای حیات یک شرکت گرفته می شود. در حقیقت نام یک شرکت به شما دیکته خواهد کرد که چه دامنه ی اینترنتی را می توانید ثبت کنید، نام تجاری شرکت شما چه باشد و یا اینکه افراد کاری که شما انجام می دهید را بشناسند.
شاید روش R.E.M که یک گروه، دیکشنری را باز کرده و یک نام را به طور تصادفی برای شرکت انتخاب می کنند  در مواقع نادری موفق باشد اما برای شما بهتر است که برای نام شرکت خود کمی تلاش کنید. در ادامه ۶ نکته ی زیر را باید در ذهن خود برای انتخاب نام شرکت خود داشته باشید :

۱-  مراقب صداهای مشابه باشید.
Tarek Pertew از بنیان گذاران شرکت Wakefield می گوید:  از انتخاب نام هایی که می تواند املاهای جایگزین و مشابه بسیاری داشته باشد اجتناب کنید. برای مثال ممکن است شما بخواهید استارت آپ خود را phaser نامگذاری کنید، این در حالی است که او معتقد است افراد بسیاری فکر خواهند کرد که نام استارت آپ شما fazer و یا faster است. به این ترتیب آنها نام دامنه ی اشتباهی را در مرورگرها تایپ می کنند و در نهایت برند اشتباهی را انتخاب خواهند کرد.

۲-   برای لحظه ی طلایی منتظر بمانید.
Billy Cripe برای انتخاب نام شرکت رسانه ای اجتماعی خود به نام Bloom Think  یک برگه  ی خالی برداشت و از اعضای خانواده ی خود درخواست کرد که کلمات جالب را در آن بنویسند. نتیجه این شد که دختر وی کلمات Bloom   و Think  را در کنار هم گذاشت. همه ی افراد سر میز تایید می کردند که این نام همان نام درست و دلخواه برای شرکت است. Billy Cripe می گوید: استارت آپ و شروع کار شاید کمی وقت گیر باشد باید کلمات انتخابی رسا و پر جلوه گفته شوند چراکه به وفور به کار گرفته خواهد شد: در مکالمات تلفنی ، در زمان صحبت های رو در رو، در جلسات، ارائه ها و…! شما می خواهید کلمات به راحتی در کیبورد نوشته شوند تا دقت بالایی داشته باشند و راحت باشند.

۳-    اجازه دهید نام شرکت شما داستانی بگوید.
Pertew می گوید همیشه لازم نیست که نام شرکت شما داستان سرایی کند. اما می تواند در برندینگ و ایجاد هیاهو در مورد کسب و کار شما کمک کند. به عنوان مثال: شرکت عینک سازی      Warby  Parkerنام خود را به تقلید از دو شخصیت در مجله ی قدیمی Jack Kerouac گرفت. همچنین نام شرکت  Pertew نیز در میان مردم بسیار بحث برانگیز و پرهیاهو شد: نام  Wakefield از اسم یک شخصیت در سری رمان های Tom Swift  که در دهه ی ۱۹۹۰ چاپ شد گرفته شد که بسیار مبتکرانه بود.

۴- شخصی سازی کنید.
گاهی اوقات نام شرکت شما تعمیمی از شخصیت شما است. Caroline Fielding یک شب در حالی که روی کاغذ چیزهایی را برای خودش می کشید روی نام شرکت خود هم فکر می کرد. Caroline راجع به ۳ نوه ی پسری خانواده فکر می کرد. Dean، Bryan و Steven! و به این فکر افتاد که شرکت او که برای iPhone برنامه ای به نام Bus rage می ساخت چطور می تواند موفق شود. او سه اسم را باهم ترکیب کرد و نام DRYVEN را ساخت. Caroline میگوید: نام شرکت توسط مشتریان راحت تر به خاطر سپرده می شود وقتی که پشت اسم یک داستان شخصی باشد.

۵- نام شرکت شما بیش از حد کاربردی نباشد.
برخی از شرکت ها از نامی استفاده می کنند که بیانگر آن است که آن ها دقیقا چه کار می کنند، به طور مثال Accounting101. Aaron Frazin مدیرعامل شرکت نرم افزاری Charlie، اپلیکیشنی که اطلاعات را در مورد مخاطبین خود قبل از جلسه بیرون می کشد، تولید می کند. او می گوید:این کار ممکن است اشتباه باشد.  Aaron Frazin برای نام شرکت خود ابتدا  Socialize.it  و سپس Unclutter.it انتخاب کرد اما در نهایت کار خود را با انتخاب نام Charlie به پایان رسانید، چراکه این نام کمی سری به نظر می رسید. او معتقد است ” هیچ کس وسیله ای نمیخواهد که فقط بگوید چه کاری انجام می دهد. ”  ‫آنها نامی می خواهند‬ که چیزهایی بیش از آنچه که نشان می دهد انجام دهد. ‬‬

۶- اطمینان حاصل کنید که شما آن را دوست دارید.
فرآیند انتخاب نام یک شرکت می تواند به راحتی تبدیل به یک دردسر بزرگ برای شما شود. Chris Zepf مدیر عامل شرکت Kingdom Ridge Capital می گوید: او و شریک تجاری اش صدها ساعت برای فکر کردن در مورد نام شرکت خود سپری کردند. آن ها در میان لیستی از نام خدایان یونانی ، کوه ها ، مکان های جغرافیایی و و … جستجو کردند اما به نتیجه ای نرسیدند. Chris تصمیم گرفت یک نام شناخته شده را انتخاب کند: خیابانی که او در آن زندگی می کرد، ” Kingdom Ridg “. او می گوید حالا هر زمانی که نام شرکت خود را می شنود هیجان زده می شود.

نعیمه بنکدار
ارائه نهایی استارت آپ ویکند

چطور در عرض ۵ دقیقه نتایج کار تیمی ۵۴ ساعته را ارائه دهیم؟

از ساعت ۵ عصر جمعه مراسم اختتامیه استارت آپ ویکند تبریز آغاز می شود. مهمترین قسمت این مراسم ارائه ۵ دقیقه ای نهایی تیم ها از روند کاری و پیشرفت هایشان در ۵۴ ساعت گذشته است. در این ۵ دقیقه تیم ها باید بتوانند داوران و سرمایه گذاران را قانع کنند که ایده آنها را بعنوان ایده برنده نهایی انتخاب کنند. ارائه نهایی باید دقیق و برنامه ریزی شده باشد در غیراینصورت می تواند تمام تلاش های تیم در ۵۴ ساعت گذشته را به هدر دهد.

در اولین اسلاید بهتر است لوگو جذابی که در طول ویکند طراحی کرده اید را قرار دهید، خودتان را معرفی کنید و اگر چیزی راجع به اعضای تیم نیاز هست، بگویید.

طرح مشکل

هیچ چیز بهتر از نیست که ارائه خود را با بیان مشکلات شروع کنید. برای اینکه شنونده ها شما را باور کنید می توانید داستان یا تجربه شخصی بیان کنید و عمق فاجعه را شرح دهید. این مشکل به چه کسانی لطمه می زند؟

راه حل

راه حل محصول و سرویس ماست. بعد از اینکه محصولتان را معرفی کردید، Mantra خود را بیان کنید. Mantra جمله یا جملات کوتاهی است که استارت آپ شما را توضیح می دهد و در خاطر نگه می دارد.  بصورت شفاف چیزی را که به مشتری ارائه می دهید را بیان کنید و مطمئن شوید که شنونده متوجه ارزشی که شما ارائه می دهید شده است.

چطور کار می کند؟

شفاف و گام به گام نحوه کار با سیستم خود را شرح دهید.

  • ورود به سیستم
  • نحوه خرید
  • نحوه پرداخت
  • کاربرهای راضی از خرید
  • و …

نمایش Prototype در این مرحله بسایر تاثیر گذار است. نشان می دهد که در طول دو روز چقدر توانسته اید زیر فشارهای موجود خوب عمل کنید.

بیان حقیفت ها

هرچند ایده شما می تواند خودتان را به خوبی قانع کند ولی باید بپذیرید که هنوز کاملن تست نشده است و پر از فرضیاتی است که می تواند تغییر کند.

ثابت کنید که مشتریانتان شما را می خواهند، سعی کنید با آنها و شرکای کلیدی خود حتمن صحبت کنید. اگر میخواهید بیشتر داوران را تحت تاثیر بگذارید نظر مشتریان را از قول خودشان بگویید و اینکه حاضرند برای سرویس شما چقدر پول بدهند؟

چطور پول در میاورید ؟

مدل کسب و کار خود را به دقت و با جزییات کامل شرح دهید.

جریان اصلی درآمد شما از کجا ناشی می شود؟

جریان مخارج و درآمد ها را به دقت مشخص کنید و اگر ممکن بود به شکل یک دیاگرام آنها را نمایش دهید.

بازار هدف

مشتری شما کیست؟ – راجع به شخصیت مشتریان خود بگویید

اندازه بازار هدف شما چقدر است؟ – چگونه این میزان را بدست آورده اید؟

رقبای شما چه کسانی هستند ؟ – چرا شما فکر می کنید که بهتر هستید، فرمول برنده بودن خود را چه می دانید؟

بازاریابی

استراتژی شما برای ورود به بازار چیست؟

چطور قرار است اولین مشتریان خود را بدست بیاورید؟

سعی کنید خلاق باشید، بیشتر سرمایه گذارها ایده هایی را که هزینه ی زیادی برای ورود به بازار می طلبد را دوست ندارند. هر چقدر هم که ایده شما بزرگ باید، باز هم گام های کوچک اولیه برای ورود به بازار نیاز است.

مسائل اقتصادی

داوران را با جدول های پیچیده در اکسل گیج نکنید. همینطور سرمایه گذاران به دنبال اعداد کلیدی هستند :

چقدر پول برای شروع کامل کسب و کار خود نیاز دارید ؟

استراتژی قیمت گذاریتان چگونه است؟

با یک گراف نمایش دهید که چقدر طول میکشد تا کسب و کار شما خرج های خود را کاهش دهد و به سود دهی برسد؟

اسلایدی که بترکاند

با یک حرکت خلاقانه ثابت کنید که آماده ترکاندن هستید (You are ready to ROCK) !

در چند جمله می توانید اشاره کنید که مدل کسب و کار دقیقی داشته اید، نیاز را می دانید و X مقدار سرمایه برای شروع به کار نیاز دارید.

ارائه نهایی شما باید خلاقانه باشد. فرد مناسب را از بین اعضای تیم برای اینکار انتخاب کنید و تا حد امکان محتوای کامل ارائه دهید.

سعید چوپانی
استارت آپ ویکند

۸ نکته ظریف برای برنده شدن در استارت آپ ویکند تبریز

۱- مفید بودن ایده ی خود را شرح دهید
استارتاپ شما یک مسئله را حل میکند. عالیه ! هدفی که شما در ذهن دارید چقدر قابل دسترسی به مردم جامعه ی امروزی ما است؟ چرا هیچکس دیگری راه حل پیشنهادی شما را ارائه نکرده است ؟‌ یا اگر دیگران آن را امتحان کرده اند، چرا موفق نشده اند ؟! پاسخ به این سوالات عمیق باعث میشود که ایده ی شما متقاعد کننده  باشد و به کارشناسان اطمینان دهد که شما کارها را سهل و ساده نمیگیرید.

۲- تملک کاربران را نادیده نگیرید

در بیشتر استارت آپ ویکندها، تمرکز ارائه ها بر روی محصولات و مدل های کسب و کار است. ارائه خود را می توانید با تمرکز روی استراتژی های جذب کاربران اولیه تان متمایز کنید.

۳- از عناوین و خلاصه هایتان فراتر بروید

خلاصه ها می توانند یک نقطه شروع خوب برای ارزیابی توسط کاربران باشد. اما امکان اینکه کسی بخواهد ایده ی شما را فقط با یک توضیح خلاصه تصدیق کند بسیار کم است. یکی از راه های عمیق تر شدن در مورد روابط بین فروشنده و مشتری این است که جلساتی را با کاربرانتان برگزار کنید و وسیله ای برای ارتباط با آنها مانند یک خبرنامه اینترنتی ایجاد کنید. همچنین اگر بتوانید ایده ی خود را قبل از اتمام ویکند به چند نفر بفروشید، عالی می شود.

۴- بازار خود را تخمین بزنید
انجام محاسبات برای تخمین زدن اندازه ی کسب و کارتان کاری ساده است و میتوانید با اطلاعاتی که در جامعه و بصورت عمومی وجود دارد این کار را انجام دهید. وقت بگذارید و با جمع آوری اطلاعات محاسبه کنید که چه مقدار کاربر به صورت واقعی می توانید جذب کنید. یک تمرین کوچک در این زمینه به شما کمک می کند توضیح دقیقی از کاربران بدست آورید.

۵- اطمینان پیدا کنید که جمله بندی معرفی مناسبی دارید
One-Liner جمله کوتاهی است که شما کار خود را با آن معرفی می کنید. این جمله می تواند قسمتی از متن صفحه اصلی وب سایتتان باشد و یا در جاهای دیگر مانند ارائه شما قرار بگیرد. اگر ایده ی شما یک ساندویچ باشد این جمله به منزله ی نان آن است، هر چقدر هم که وسط ساندویچتان خوشمزه باشد، نان بدمزه همه چیز را بهم میزند. بعد از گذشت ۴۸ ساعت باید کاملا در مورد آن به دید شفافی برسید.

۶- از شلوغی به صورت هوشمندانه به نفع خود استفاده کنید
شب چهارشنبه، شما در میان جمعیت قرار میگیرید، تلاش میکنید بهترین اعضای تیمی را که می توانید انتخاب کنید. در این جلسه، جک ها، شیرین کاریها  و دیوانگی های عمومی می تواند یک دارایی مهم به حساب بیاید. جمعه شب شما ارائه نهایی خود را می دهید، هرچند جمع داوران ممکن است از جک ها و لطیفه های شما خوششان آمده باشد و اما بعید است که دیگران بر اساس شیرین کاری های شما به شما اعتبار و ارزش بدهند و از ایده ی تجاری  که در سر دارید پشتیبانی کنند.
بنابراین جمعه شب را جدی باشید و برگ های برنده خود را رو کنید.

۷- مراقب مدل های تجاری که بر پایه ی تبلیغات هستند باشید
با توجه به گستردگی یاهو و فیس بوک، بیشتر تبلیغات در اینچنین  شرکت هایی عرضه میشود. با این حال برای استارتاپ ها که با تراکم مخاطب مشکل دارند، نمیتواند پاسخ گو باشد.با توجه به اینکه بودجه کمی به کسب و کارهای دیجیتالی اختصاص داده میشود، تبلیغات در دنیای در حال توسعه میتواند بسیار چالش برانگیز باشد. مطالب گفته شده بدین معنی نیست که شما نباید در مورد تبلیغات صحبت کنید بلکه مفهوم اینست که شما نیاز دارید در مورد چگونگی مفید بودن آن برای ایده ی خود دلایل کافی داشته باشید.

۸ -رقبای خود را تخریب نکنید

در وهله اول رقبای شما محصولی مشخص و تعدادی مشتری ثابت دارند که شما ندارید. ضمنا طبق قانون میانگین آنها کاملا هم احمق نیستند. شما می توانید ایرادهای آنها را نقد و بررسی کنید ولی نباید فعالیت های صحیحشان را نادیده بگیرید. همچنین تیم هایی که فکر می کنند رقیبی ندارند باید بدانند که رقبای آنها فقط کسانی نیستند که محصول یا سرویسی مشترک داشته باشند.

زهرا اسماعیلی
startup weekend tabriz

چگونه در ۶۰ ثانیه ایده خود را مطرح کنیم؟

در اولین روز استارت آپ ویکند تبریز، اولین کاری که انجام میگیرد ارائه ایده ها در عرض یک دقیقه است. شما یک دقیقه زمان دارید تا ایده خود را برای شرکت کنندگان مطرح کنید و رای آنها را جلب کنید. این اولین قدم برای معرفی شما و ایده تان است، پس باید مراقب این یک دقیقه باشید و از آن به خوبی استفاده کنید.

تقسیم بندی زمان را چگونه انجام دهیم ؟

بهتر است ارائه یک دقیقه ای خود را بصورت زیر تقسیم بندی زمانی کنید و قبلا آن را تمرین کرده باشید. هرچند انجام این کار الزامی نیست ولی طبق تجربه ارائه های یک دقیقه ای کسانی که این اطلاعات را در این زمان منتقل کرده اند از شانس بیشتری برخوردار هستند.

۵-۱۰ ثانیه : معرفی کوتاه اولیه از خودتان

۱۰ – ۲۰ ثانیه : مشکل چیست و چه کسانی از این مشکل رنج می برند؟

۱۰ -۲۰ ثانیه : چطور می خواهید این مشکل را حل کنید؟ چرا فکر می کنید راه حل شما بهتر از بقیه است؟

۵ – ۱۰ ثانیه : به چه کسی برای انجام آن نیاز دارید ؟

چند نکته مهم که می تواند شما را در ارائه بهتر یاری کند:

  • یک نام به ایده خود اختصاص دهید تا در زمان رای دادن در یاد رای دهندگان مانده باشید.
  • قابل فهم صحبت کنید و تا جای ممکن به جای شمردن لیست وار مسائل یک داستان کوتاه تعریف کنید، یا از قبل تحقیق کنید و اطلاعات دقیقی مانند آمار منطقی ارائه دهید.
  • سعی کنید ایده ی زیاد پیچیده ای نداشته باشید، هر چند همه در ارائه هر نوع ایده ای آزاد هستند ولی در نظر بگیرید که باید بتوانید در طول ۵۴ ساعت ایده تان را به یک جایی برسانید.
  • آماده باشید. کسی دوس ندارد که ارائه تان بیشتر از ۶۰ ثانیه طول بکشد.
  • سعی کنید دلچسپ باشید، شما ۵۴ ساعت کار تیمی خواهید کرد.

سعید چوپانی
استارت آپ ویکند

جانی لی کیست؟

جانی لی به شرکت‌های حوزه تکنولوژی کمک می کند که مانند یک استارت آپ عمل کنند. او به شرکت ها کمک می کند تا از طریق تولید محتوی مناسب برای کسب و کار خود مخاطب بیشتر بدست آورند. از سوی دیگر  جانی بنیان گذار استارت آپ ویکند ژاپن در توکیو است. او مسئولیت شهرهای Tokyo، Kyoto و Fukuoka را در برگزاری این رویداد بر عهده دارد و کمک می کند تا ایده ها تبدیل به کسب و کارهای خلاقانه شوند.

  استارت آپ ویکند تبریز

تخصص های کلیدی او شامل موارد زیر است.

توسعه کسب و کارهای پایدار

توسعه استراتژی های بازاریابی دورنی (Inbound Marketing)

ساخت تیم ها و جمع های پر اشتیاق

استارت آپ ویکند تبریز

او پدید آورنده و استراتژیست شرکت Simplifié است. شرکت او با شرکت Next بر روی پروژه TomoNewsJp همکاری داشته است.

دبیرخانه
lean

استارت آپ از نوع لین

در این اوضاع آشفته جهان از نظر کسب و کار، همه بدنبال میلیاردر شدن هستند و می‌خواهند کسب و کار خود راه بیاندازند. کلمه “کارآفرینی” و “راه اندازی کسب و کار” و “استارت آپ” یکی از داغ ترین کلمات است. البته این عارضه فقط برای ایران نیست و در تمام دنیا این مورد وجود دارد.

با اینکه راه‌اندازی استارت‌آپ جذاب می‌باشد ولی باید به خاطر داشته باشیم از هر ۱۰ استارت‌آپ ۸ استارت‌آپ شکست می‌خورد. (البته شکست به نظر من بد نیست ولی استارت‌آپ‌ها معمولا بعد از هر شکست ورچیده می‌شدند و از شکست دست گرفته نمی‌شد.)

معمولا این استارت‌آپ‌ها با یک ایده و فرضیه ای شروع می‌شود ، “من فکر می‌کنم این رو درست کنم خواهد فروخت، من فکر می کنم مشتری این رو می‌خواد، من فکر می‌کنم …” .

همه این‌ها  فرضیه من است و مشتری برای فرضیه من پول نمی‌دهد، مشتری اگر مشکلش حل بشود پول خواهد داد. معمولا فرضیه‌های استارت‌آپ‌ها، آنی نمی‌شود که مشتری دوست داشته باشد و مشکلش را حل کند. ولی ما چه وقت می‌فهیم که فرضیه ما درست نیست؟ هر چقدر زودتر بفهمیم و بتوانیم مسیر خودمان را عوض کنیم میزان موفقیت استارت‌آپ بالاتر خواهد رفت. بدترین چیز برای یک محصول این است که هیچ‌کس آن را نخواهد و دانستن این مسئله بعد از یک سال می‌تواند عواقب سنگینی داشته باشد.

پس در هر استارت‌آپ مسئله اصلی سرعت است. دوستان خارجی ما اسم جدیدی به نام Lean Startup درآوردند که می‌شود گفت نسخه تکمیلی برای Agile می‌باشد.

1

در کل Lean Startup بر پایه این اصول است :

  • Eliminate Waste : وقت خود را برروی ساخت ویژگی‌هایی که کسی نمی‌خواهد به هدر ندهید.
  • Create Knowledge : لین استارت‌آپ در مورد یادگیری مداوم است.
  • Short Iterations : چرخه کوتاه و مداوم برای یادگیری و منطبق‌سازی.
  • Fail Fast : اگر چیزی قرار نیست کار بکند بهتر است زودتر کار نکند تا بتوانیم فرضیه های دیگر را آزمایش کنیم. 

همانطور که گفته شد لین استارت آپ نسخه مکمل Agile می‌باشد: بدین گونه که در Agile ما فرض می‌کنیم Solution ناشناخته است و Problem یا مسئله‌ای که می‌خواهیم آن را حل کنیم مشخص است. یعنی اجایل مطمئن می‌شود که چیزها درست ساخته شوند ولی آیا ما چیزهای درست را می‌سازیم؟

ساختن چیز درست با درست ساختن چیزها فرق دارد

پس در لین استارت‌آپ فرض بر این است حتی Problem هم ناشناخته است و ما می‌خواهیم کشف کنیم که مشکل چیست؟ و این همان دلیلی است که یک استارت‌آپ تشکیل شده است. یک استارت‌آپ یک ورژن کوچک از سازمان نیست بلکه یک استارت‌آپ صرفا برای حل کردن یک مشکل ایجاد شده است و برای حل این مشکل با ایجاد Business Model های فرضیه‌های خود جهت شناخت و حل این مشکل تلاش می‌کند.

lnAgile

در لین استارت‌آپ یک پروسه‌ای داریم به نام Customer Development . این پروسه معادل جمع‌آوری نیازمندی‌های روش های قدیمی نیست، هنری فورد (سازنده ماشین های فورد) گفت: “اگر از مشتری بپرسیم چه چیزی می‌خواهی ، مشتری خواهد گفت اسب های سریع‌تر” . Customer Development در مورد معتبرسازی یا Validate چشم‌انداز خود ما است.

پس هدف ما در استارت‌آپ شناخت درست مشکل مشتری و ساخت و ارائه درست راه‌حل برای برطرف‌سازی مشکل و خوشحال‌کردن مشتری و پول در آوردن می باشد.

چابک و موفق باشید

کارآفرینی

چهار درس از کارآفرینان میلیونر

تصور اینکه شرکت شما، هم سطح با بزرگ ترین و پیشرفته ترین شرکت ها باشد، حس جالبی در شما به وجود می آورد. شنیدن اینکه کارآفرینان در راه رسیدن به اولین درآمدهای خود با چه مشکلاتی مواجه شدند نیز همینگونه است. مدتی پیش در سومین گردهم آیی “هفته ایده ها” در شهر شیکاگو، گروهی از کارآفرینان موفق به بیان تجربیات خود پرداختند. تجربیاتی از قبیل نحوه شروع کار و تاسیس شرکت، موفقیت هایی که کسب کرده اند، مشکلاتی که در طول مسیر موفقیت بر سر راهشان قرار داشت، و نیز درس هایی که تجربه به آن ها آموخته بود و…
گلچین این مباحث را در چهار نکته می توان خلاصه کرد. این چهار نکته را با معرفی چند کارآفرین موفق بررسی می کنیم.

۱-   پذیرفتن شکست به عنوان بخشی از  راه رسیدن به موفقیت

انسان های بزرگ، شکست را به عنوان یکی از مهم ترین قسمت های مسیر موفقیت می دانند. إریک لفکوفسکی، مدیر ارشد اجرایی در شرکت گروپ آن، می گوید: در مسیر پیشرفت چیزی با عنوان موفقیت یا شکست وجود ندارد. ما همواره یا موفق می شویم و یا مسیر درست برای موفق شدن را می آموزیم . لفکوفسکی طعم شکست را به خوبی می داند. در سال ۲۰۱۱ با پروژه  Brandon Apparel Group and Starbelly تا مرز ورشکستگی رفت. اما تسلیم نشد و در همان سال شرکت دیگری با نام  InnerWorkings تاسیس کرد. شرکتی که کار آن تهیه و تامین دستگاه های چاپ بود. پشت کاری که لفکوفسکی داشت باعث شد تا این پروژه به یک موفقیت برای وی تبدیل شود. به عقیده لفکوفسکی همه کارهای ما وابسته به خود ماست و هیچ سحر و جادویی نیست که دلیل موفقیت و یا شکست ما باشد و همه موفقیت ها و شکست ها ماحصل کارهای خود ماست. او به کارها و تلاش های خود ادامه داد تا اینکه InnerWorkings را با موفقیت توسعه داد.

۲-   تیزبین بودن در تشخیص فرصت ها

اولین بار در یک مغازه خوار بار فروشی ایده ساختن چای حقیقی ( Honest Tea ) به ذهنش آمد. در حالی که چندین هزار گزینه برای نوشیدن در فروشگاه ها وجود داشت، دکتر باری نیلباف ( Barry Nalebuff )، استاد مدرسه مدیریت Yale، فقط در جست وجوی یک فنجان چای خوب بود. او آب را خسته کننده، نوشابه را مایع قندی و نوشیدنی های الکلی را خطرناک می دانست.
او یک اصل اقتصادی برای فروشگاه های نوشیدنی داد، و بیان کرد که بهترین نوشیدنی آن است که برای مصرف کننده کم ترین شیرینی و کالری، و برای شرکت تولید کننده کم ترین هزینه را داشته باشد.  Nalebuff می دانست که چای ارزانترین نوشیدنی خوب در جهان بود. تصمیم کرفت با یکی از دانشجویان سابقش به نام Seth Goldman، تیمی را برای تولید  چای حقیقی  ( Honest Tea ) در اواخر سال ۱۹۹۸ تشکیل دهد ( آن ها Honest Tea را در سال ۲۰۱۱ به شرکت Coca Cola فروختند ). Nalebuff آن را اصل  شاهزاده و دانه سبز نامید. به عقیده Nalebuff هر چیزی که در خارج باعث اذیت شما شود، باید به عنوان یک فرصت تلقی گردد.

۳-    استفاده به موقع و مناسب از فرصت های به دست آمده

بعد از آنکه پروژه  Honest Tea  شروع شد، در یکی از تمرینات یوگا، چشم Nalebuff به خانم Oprah Winfrey  مجری برنامه تلوزیونی محبوب  The Oprah Winfrey Show افتاد. از آنجایی که آقای Nalebuff همیشه نمونه هایی از Hones Tea را به همراه داشت، خانم Winfrey را به نوشیدن یک فنجان چای مهمان کرد. به دنبال آن، خانم Winfrey، چندین بار  Honest Tea  را در مجله خود معرفی کرد. Nalebuff در بیان این اتفاق اینگونه میگوید: “همواره باید آماده باشید تا هنگامی که فرصتی پیش آمد، از آن به بهترین نحو استفاده نمایید”.

۴-    هیچ محدودیتی برای رسیدن به موفقیت، تعریف نشده است.

دکتر Dan Gilbert، موسس Quicken Loans و یکی از رؤسای Detroit Venture Partners ( سازمانی که استارت آپ ها را پیدا کرده و تلاش های انجام شده برای بازسازی استارت آپ ها را رهبری می کند )، می گوید:مسیر موفقیت از قبل تعیین و تنظیم شده نیست، بلکه راه های متعددی برای رسیدن به آن وجود دارد. آقای Gilbert بزرگترین افتخار خود را ایجاد محیطی می داند که کارمندانش در آن جا هم به معامله با مشتری میپردازند و هم به گفته های مشتریان گوش می دهند. یکی از نکته های جالب و قابل توجه این است که آقای Gilbert و همچنین مدیر ارشد اجرایی در Quicken Loans، خودشان به شکایت ها پاسخ می دهند. وقتی از آقای Gilbert در مورد انگیزه اش برای پیش بردن کارهایش پرسیده شد، گفت: عاشق سازندگی هستم. همه کارآفرینان در این مرکز عاشق سازندگی هستند.

حامد مردان پور
cant

شرایط چگونه بر آینده ما تاثیر می‌گذارد؟

بعد از نوشتن مطلبی با عنوان (بیکاری محصول شرایط فرهنگی است) که در آن به نقش خانواده و آموزش های دوران تحصیل در بیکاری اشاره کرده بودم نقدهایی دریافت کردم که در بیشتر آن‌ها به اوضاع جامعه و شرایط حاکم بر آن اشاره شده و آن را دلیل اصلی بیکاری می‌دانستند و نظرشان این بود که تا شرایط جامعه تغییر نکند طرح‌هایی همچون رویداد استارت‌آپ ویکند بی‌معنی خواهد بود. اما بنده سوالی از این عزیزان دارم و آن اینکه شرایطی که به آن اشاره می‌کنید و آن را مهمترین دلیل بی‌کاری می‌دانید را چه کسی به وجود آورده؟ اصلا شرایط حال و آینده ما را به وجود می‌آورد یا ما به وجود آورنده شرایط هستیم؟ به قول آنتونی رابینز این همان مثل مرغ و تخم‌مرغ است، کدام یک اول بوده؟

اگر با نگاهی بازتر به همین جامعه خود نگاه کنیم مثال‌های فراوانی را می‌یابیم که دست به کارآفرینی زده و به موفقیت هم رسیده‌اند، مگر امثال عظیم‌زاده‌ها ،یا سایت ها و اپ هایی مثل دیجی کالا ، بازار ، بلاگفا و…  در همین شرایط به وجود نیامده‌اند؟
ما باید نوع نگاه‌مان به شرایط را تغییر دهیم نه اینکه منتظر تغییر شرایط باشیم، برای مثال؛ انسان‌هایی که به طور ژنتیکی کوتوله به دنیا می‌آیند برخی خود را تسلیم شرایط کرده و ادامه زندگی را منوط به کمک‌های سازمان‌های بهزیستی می‌بینند ولی بسیاری از این عزیزان هستند که به این شرایط خود به عنوان یک موهبت نگاه کرده و کارهایی که انجامش برای انسان‌های معمولی غیرممکن است، مانند تعمیرات بخش‌هایی از هواپیماهای مسافربری که انسان‌های معمولی امکان دسترسی به آن‌ها را ندارند را بر عهده گرفته و در آن به موفقیت‌های بزرگی دست می یابند. این دو در یک شرایط به دنیا آمده و زندگی می‌کنند اما نوع نگاه آن‌ها به شرایط، زندگی‌های متفاوتی را برای آن‌ها رقم زده. همچنین در کتاب به سوی کامیابی از آنتونی رابینز، به پدری در حال گذراندن محکومیت ابد اشاره شده که دارای دو فرزند است، یکی از آن‌ها راه پدر را ادامه داده و به اتهام قتل در زندان به سر می‌برد اما پسر دیگر در شرایط بسیار خوب و درآمدی بالا و موقعیت اجتماعی عالی زندگی می‌کند، جالب اینجاست که وقتی از این دو برادر سوال می‌شود دلیل این نوع زندگی شما چیست هر دو پاسخ می دهند: پدرمان.

پس این شرایط نیست که آینده ما را می‌سازد بلکه نوع نگاه ما به شرایط موجود آینده ما را به وجود می‌آورد. کافیست ما به کاری که می‌کنیم اطمینان داشته و در به مرحله اجرا در آوردن آن پشتکار به خرج دهیم، اینجاست که قدرت‌های پنهان انسانی‌مان مجال ظهور یافته و قادر به انجام هر کاری خواهیم بود.

شهرام اشرف نیا
Untitled-3

کارآفرین‌های جان سخت

دکتر شلی پریوُست میگه : “توی دفتر من همه جون سختن”. ما از کلمه جون سخت استفاده می کنیم تا خیلی چیزا رو توضیح بدیم مثلاً: عملکرد، موفقیت و یا توانایی کسی که بتونه فروش رو دوباره به اوج برگردونه. اینجا ویژگی کارآفرین‌های جون سخت رو می‌شمارم.

۱- اونا اول میگن باشه بعداً میرن دنبال راه‌حل

جون سختا به طرز فوق‌العاده‌ای مطمئن هستند و اعتماد به نفس بالایی دارن و اگه هم ازشون سوال بپرسی دلایل خیلی خوبی دارن. اگه اونا احساس کنن که کاری روی زمین مونده راهی پیدا می‌کنن تا اون کار رو به پایان برسونن و یا در حین تلاش برای به ثمر نشاندن اون کار  تلف بشن.
چرا ؟؟ چون اونا به توانایی‌های خودشون اعتماد دارن ولی به افرادی که دور و اطرفاشون هست، نه. اگه شما  یه کارآفرین جون سخت هستید همیشه فکر می کنید واسه هر مشکلی راهی هست تنها کاری که باید انجام بدید پیدا کردن راه حله.

۲- اونا متفاوت‌تر از همه فکر می‌کنند

اکثر مشکلات تجاری جدید نیستند ولی جون سختا اونا رو با روش‌های مختلف و خلاقانه حل می‌کنند. اونا به جای اینکه یه خبرنامه بزرگ درست کنن واسه شرکت که چطور میشه ارتباطات رو بهبود بخشید، با خط خودش روی یه چیزی می‌نویسه : به محل کار خوش آمدید و از آخرین اخبار با خبرتون می‌کنه. حالا آیا شما می‌تونید اینو انکار بکنید که این کار باعث بهبود ارتباطات میشه ؟

۳- اونا رک و راست حرف میزنن

جون سختها وقتی گزینه ی بهتری برای حل مشکلات پیش رو دارن با همه به اشتراک میذارن که همه بدونن جریان چیه.
ولی زیاد منطقی نیستن و نمی‌تونن با استدلال جوابتون رو بدن چون اگه می‌تونستن این استدلالی جواب بدن اون وقت دیگه جون سخت نبودن.

۴- اونا خیلی با شور و شوق مهارت‌هاشون رو به اشتراک میزازن.

کارآفرینان موفق هیچ‌وقت از به اشتراک گذاشتن مهارت‌شون هراسی ندارند.
به تدریس خودتون انرژی و نواوری تزریق کنید و دیگه هیچ‌وقت هیچ‌کس از گوش دادن به شما خسته نمی‌شه.

مهارت بالا+ اعتماد به نفس بالا + اشتراک گذاری با بقیه = یک کارآفرین جون سخت واقعی

۵- اونا به روش خودشون زندگی می‌کنند.

اونا به بالادستی‌ها احترام میزان ولی …. نه زیاد
قوانین اونا چه نیروی خلاق بودن در کائنات باشه چه به هم زدن تکنولوژی‌ها و شاید هم به چالش کشیدن بقیه برای امتحان کردن زندگیشون باشه. اونا زیر بار حرف زور نمیرن و هیچ‌وقت با بالادستی‌هاشون مصالحه نمی‌کنن تا به نقطه‌ی آرامش برسن.

۶- اونا کاری می‌کنن که دیگران فقط آرزوی اون رو دارن.

یکی از بهترین جملاتی که شنیدم این بود “برادران رایت هیچ وقت گواهینامه خلبانی نداشتند” به جای اینکه اونا دنبال اجازه باشن واسه انجام دادن کاری، خودشون وارد کار میشن و شجاع هستند. اونها آغازکننده هستند. اون‌ها ایده‌ای رو پرورش می‌دن و سپس شروع به عمل می‌کنن.

۷- اونا هیچ‌وقت، هیچ‌وقت، هیچ‌وقت و هیچ‌وقت تسلیم نمی‌شوند.

شخصی به نام “Malcolm Gladwell” این نظریه رو تعمیم داد که حدود ۱۰۰۰۰ ساعت طول می‌کشه تا یک مهارت سخت رو یاد بگیریم. اما کلید واقعی و راه اصلی برای یادگیری مهارتی آسیاب کردن و یا به اصطلاح تکه تکه کردن آن است. یعنی مهارت ماندن و ادامه دادن به ان ۱۰۰۰۰ ساعت مهم هست.
اونا از شاخه‌ای به شاخه‌ی دیگری نمی‌پرن و همیشه سرسخت، لجوج و همیشه از خودشون پایداری نشون میدن و از همه مهمتر هیچ وقت تسلیم نمی‌شوند.
افراد موفق فقط کارهای طولانی و سخت انجام نمی‌دهند اگرچه این هم قسمتی از برنامه هست. اونا مثل یه لیزر روی هدفشون زوم می‌کنن و به چیزایی که اونا رو از هدفشون دور میکنه “نه” می‌گن و به راهشون ادامه میدن.

۸- اونا افرادی رو که مخالف‌شونن محل نمی‌ذارن

دلایل زیادی هست که باید به مخالفین گوش بدیم : یکی این که چهرمون رو خدشه‌دار نکنن، دوم خودمون راحت می‌شیم و سوم این که مطمئن می‌مونیم و چهارم اینکه مثل خل وچلا باهامون برخورد نمی‌کنن.
مخالفا تلاش می‌کنند شما رو از وضع موجود بترسونن ولی شما یه جون سخت واقعی باشید و از هیچی نترسید.

منبع

http://www.facebook.com/l.php?u=http%3A%2F%2Fwww.inc.com%2Fjeff-haden%2F8-qualities-of-fearless-entrepreneurs.html&h=HAQHN7RUV

Faranak Majidi

استارت‌آپ ویکند تبریز: دیدارهای تازه، ایده‌های تازه

«چرا در گردهم‌آیی‌های وبلاگ‌نویس‌ها هرگز حضور نداشته‌اید؟» این پرسش یکی از عادی‌ترین سؤالات برای من شده‌است، هرچند از ناراحت‌کننده بودن این حقیقت نمی‌کاهد که «من تا به‌حال هیچ‌کدام از دوستان دنیای مجازی خود را ملاقات نکرده‌ام». حقایقی مانند وبلاگ‌نویسِ ساکنِ پایتخت نبودن، اشتغال به تحصیل یا کار و برنامه‌ی فشرده، دلایل همیشگی من بوده و هست. اما این هم از ناراحت‌کننده بودن این واقعیت کم نمی‌کند که «شهرستان‌ها در برگزاری همایش‌های بزرگ برای ساکنین دنیای مجازی کم‌کار هستند». خیلی‌ها می‌توانند خود را به تهران برسانند اما آمدن به سایر شهرهای ایران، برای‌شان ناممکن است. همان‌طور که دلایل تحصیلی من، سفری نزدیک به تهران را برایم ناممکن کرده‌است. همین خاموشیِ بیشینه‌ی شهرستان‌ها در ارائه‌ی برنامه‌ی عملی برای گرم نگاه داشتن فضای مجازی می‌تواند دلیلی باشد بر دلایلِ بسیار برای دلسردی یک وبلاگ‌نویس مستعد شهرستانی که تازه آغاز به کار می‌کند. بدتر از آن، به باورم عادت به این خاموشی است. یک «خرق عادت» لازم است، یک تکان، یک سر آماده‌ی خروج از برف.

می‌شنوم و می‌بینم که تبریز زنگ فعال شدن را زده و این شادم می‌کند. اعتراف می‌کنم دلیل بزرگ‌ترش این است که خودم ساکن تبریزم و دیگر برای‌م دلیلی باقی نمی‌ماند که از دیدار دوستانم بازمانم. دلیل دیگری هم دارد. تبریز یک کلان‌شهر مستعد اقتصادی است. استعداد و میل به رشد را در نفس‌های شهر می‌شود دید. غرور و تلاش مردمانش را. برای همین گمان می‌برم تبریز، مکانِ درستِ برگزاری استارت‌آپ ویکند است. ایده‌های کارآفرینی و کاربردپذیری را در آغوش می‌گیرد و برای بهتر شدن، ایده‌ها را به‌خوبی می‌شنود. از هر سو که بنگریم، فعال شدن تبریز و این صدای «حاضر» گفتنش برای چنین همایشی، مبارک است و دلگرم‌کننده.

شخصاً به‌دلیل فشردگی کارها نمی‌توانم خود را برای ارائه‌ی مطلبی آماده کنم، اما بسیار دوست دارم ایده‌هایی درباره‌ی «نگاه به وبلاگ‌نویسی به‌مثابه یک شغل حرفه‌ای» ببینم. وبلاگ نوشتن، با شرایط امروز ما که احترام به حقوق مؤلف در حداقل است، عشقی آتشین در کنار استعداد و ممارست می‌طلبد. این علاقه، می‌تواند تنها در جنبه‌ی سرگرمی نگریسته نشود و شغلی دلگرم‌کننده و منبعی برای درآمد باشد. دلم می‌خواهد استارت‌آپ ویکند تبریز، به این موضوع نگاهی جدی داشته‌باشد و «حرفه: وبلاگ نویس» موضوعی رؤیاگونه نمانَد.

با شوق منتظر ۳۰ آبان و دیدار دوستان عزیز دنیای مجازی‌م، در دنیای حقیقی زندگی‌م در تبریز خواهم ماند. کاش شما هم با ما باشید.

فرانک مجیدی
بیکاری

بیکاری محصول شرایط فرهنگی است

 در دنیای امروز که همراه با رشد سریع جوامع و افزایش شهرنشینی روبروست شاهد مشکلات بسیاری از قبیل کمبود آب آشامیدنی، غذا و… هستیم.

اما یکی از مهمترین مشکل جوامع به خصوص در ایران مشکل بیکاری است. طبق آمار نزدیک به یک چهارم از نیروی کار ایران  بیکار هستند. اگر مشکلات اقتصادی را کنار بگذاریم یکی از مهمترین و تاثیرگذارترین دلایل عدم اشتغال جوانان مشکلات فرهنگی است. مشکلاتی که ناشی از آموزش‌ها و القاعات اشتباه خانواده و بعد از آن در مدارس و دانشگاه‌ها می باشد. به طوری که اکثر جوانان آینده خود را براساس کسب مدارک آکادمیک و استخدام در ادارات، به خصوص ادارات دولتی برنامه ریزی می‌کنند.

خانواده‌ها تأمین هزینه‌های دانشگاه فرزندان‌شان را از نان شب واجب‌تر دانسته و بهترین تصوّری که بعد از فارغ‌التحصیلی دارند استخدام در یکی از سازمان‌ها و ادارات دولتی و با مزایای عالی است. در حالی که واقعیت جامعه چیز دیگریست ، پایان تحصیلات و فارغ‌التحصیلی تازه شروع مشکلات جوانان است. جوانانی که اگر سربازی را پشت سر گذاشته باشند باید تازه به فکر شغلی باشند که در اکثر مواقع ربطی به مدرک تحصیلی‌شان نداشته و بعد از ورود به شغل شروع به یادگیری مهارت‌های مورد نیاز آن می‌کنند. باید توجه داشته باشیم ، حدود ۷۰ درصد جمعیت ایران زیر ۳۵ سال سن دارند که در صورت برنامه‌ریزی غلط و عدم آموزش درست در آینده نزدیک شاهد سونامی بیکاران خواهیم بود اما اگر این قشر آموزش‌های مناسب را دریافت نمایند می‌توانند به تولید ثروت در آینده کمک شایانی نمایند.

استارت‌‌آپ ویکند به ما می‌آموزد که به جای اندیشیدن به استخدام، به فکر کارآفرینی و ایجاد شغل برای خود و دیگران باشیم. به ما می‌آموزد چگونه وارد بازار شویم، مشتریان‌مان را بشناسیم، با تمایلات و نیازهای‌شان آشنا شویم، ارزش‌آفرینی کنیم و در یک کلام استارت‌آپ ویکند به ما می‌آموزد چگونه کارآفرین باشیم.

شهرام اشرف نیا
استارت آپ

۳ نکته‌ی استارت آپی برای پیاده سازی ایده هایتان

رشته MBA دانشگاه هاروارد برای  پول سازی اش شناخته شده نیست ولی این همان چیزی بود که نیکول لدوکس بعد ازاتفاقی که برای راب دالتون (دوست سابق و همسر فعلی اش)  افتاد ،انجام داد و با همین دانسته ها استارت آپ خود را راه انداخت. او در چهارمین ملاقاتش با راب در آستانه ی مرگ قرار گرفت و همین بهانه ازدواج  و راه اندازی استارت آپ آنها شد.

راب در این باره می گوید : همسر من نیکول در مزرعه ی ۸۸ هکتاری رشد یافت. من و نیکول در ماه جولای سال پیش با هم ازدواج کردیم و در ۲۲ سپتامبر با تاسیس شرکت ۸۸ هکتار به مرحله ی جدیدی از زندگیمان وارد شدیم. این شرکت میان وعده های غذایی تولید می کند که عاری از ۸ ماده غذایی حساسیت زا است که با مواد غذایی ساده تهیه شده اند و طراحی خوبی دارند به طوریکه همه از خوردن آن لذت می برند.

حال آنها با نگاهی به تجربه خود از راه اندازی استارت آپ درس هایی برای ما دارند :

۱- در مورد ماموریت پر شور و پر حرارت باشید.

برای  پیشرفت در استارت آپ ، شما باید بتوانید  در هر هفته ۸۰ ساعت بدون انتظار کوچکترین دستمزدی کار کنید. انجام این کار بدون داشتن شور و شوق عمیق غیر ممکن است. در جهانی که کار برای به وجود آوردن تغییری در زندگی برای رسیدن به آرزوهایتان بسیار حیاتی است.

” راب اولین فرد بود با آلرژی های غذایی بود که من ملاقات کردم و این چهارمین ملاقات ما بود که نزدیک بود منجر به مرگ وی شود. راب سفارش غذا داد و صاحب رستوران به او اطمینان داد که غذا عاری از آجیل است. ولی غذا داری آجیل بود و واکنش راب به آن بسیار سریع بود. ما در بوستون بودیم و من او را با ماشین با سرعت ۸۰ میل در ساعت به بیمارستان رساندم. آنها به او پردینسون و ایپینفرین دادند.”

راب ادامه می دهد که: ” ۲ اتفاق خوب در این ماجرا برای من اتفاق افتاد. اولین اتفاق این بود که خانواده ام با نیکول برای اولین بار باهم ملاقات کردند و دوم اینکه من و نیکول اولین واکنش به آلرژی های غذایی را تجربه کردیم. این موضوع برای ما این سوال را ایجاد کرد که خصوصیات و ویژگی یک غذای خوب که مطمئن باشد به طوریکه ما از آن لذت ببریم چیست؟

صبح روز بعد من در خانه نیکول از خواب بیدار شدم و صدای به هم کوبیده شدن کابینت را شنیدم . نیکول پسته و بادام و گردوها را جمع کرد و از خانه خارج کرد. نیکول خیلی راحت از کار سود آور و حرفه ای امور مالی خود کناره گیری کرد تا شرکتی بسازد که زندگی خود را بهتر کند.

استارت آپ ویکند تبریز

۲- اشتیاق و علاقه نقطه ی خوبی برای شروع است ولی تجارت بدون بها دادن به مشتری برجا نمی ماند.

۸۸ هکتار  یک نیاز شناخته نشده را پیدا کرد  و از نمونه سازی برای پیدا کردن پرداخت به مشتریان استفاده کرد و  یک بازار بالقوه ی بزرگ برای محصول خود یافت.

نیکول درباره فکر خود در مورد  رسیدن به تعالی کمپانی خود توضیحاتی می دهد: “من تحقیقات خود را آغاز نمودم تا بفهمم چگونه می توانم تغذیه خود و راب را امن و سالم نگه دارم. متوجه فقدان وجود مواد غذایی مطمئن شدم، در نتیجه غذاهای سالمی را پیدا کردم و از آنها به عنوان یک راه حل موقت استفاده کردیم.”

راب می گوید: ” ما برای تبدیل شدن به یک مرد نیمه آهنی تمرین کردیم و نیکول شروع کرد به تهیه کردن شیرنی بدون استفاده از بادام زمینی و فندق. سپس آنها را به دوستان خود منتقل کردیم و آنها نیز به کسانی که می شناختند منتقل کردند و ما کار خود را ادامه دادیم تا اینکه یک برند برای خود ساختیم. و به این نکته رسیدیم که توانسته ایم به جایی برسیم. “

و این یک موقعیت بزرگ برای  به وجود آوردن بازاری برای محصولشان بود. با استناد به گفته ی دالتون: ” ۱۵ میلیون نفر از مردم آمریکا دارای آلرژی غذایی هستند و میلیون ها نفر دیگر هم از حساسیت های غذایی رنج می برند. محصول ما عاری از ۸ ماده آلرژی زایی بود که ۹۰ % کسانی که آلرژی دارند نسبت به آن ۸ ماده واکنش نشان می دهد. “

۳- برای پیشرفت یک مدل تجارت ، سرمایه و پول خود را بدون فروش سهام افزایش دهد.

اگر می خواهید بدانید که شما واقعا تا چه حد سرمایه گذار موفقی هستید باید سهامتان را به راحتی و به هر قیمتی نفروشید. سرمایه و پول خود را به روش های دیگر افزایش دهید مثل ذخیره سازی اندوخته هایتان یا گرفتن وام در قبال خانه  یا برنده شدن در رقابت ها و مناقصه های تجاری یا شرکت در سایت های crowd funding  و پیش فروش  کردن.

۸۸ هکتار برخی از این استراتژی ها را استفاده کرد.

نیکول در این باره می گوید: ” ما رقابت تجاری بابسون را در میان دیگر رقیبان بردیم که به ما ۲۰ هزار دلار تا آخر تابستان می داد. ما بازخورهایی از آنالیز های معروف گرفتیم. و از بازخورهای استفاده کردیم تا صد ها Bar بسازیم. ما در مورد استراتژیمان پایبند بودیم . طرح اقتصادی خود را توسعه دادیم و با کسانی که تازه شروع به کار کرده بودند ولی تجربه ای در زمینه بسته های تولیدی و صنعتی داشتند ، صحبت کردیم. “

در ۲۲ سپتامبر ، ۸۸acers کمپین kickstarter را برگزارکرد که یک متد افزایش سرمایه به طریق online برای استارت آپ ها است. این سایت به مردم عادی و سرمایه گذاران این شانس را می دهد که از کسب و کار مورد علاقه خود حمایت کنند. بنا به گفته ی دالتون در ۲۵ سپتامبر: ” ما به هدف ۲۰ هزار دلاری خود رسیدیم.”

منبع

علی الهی
کارآفرین

پنج ویژگی برجسته کارآفرینان

یک ایده‌ی عالی به همراه فقط کمی شانس نیاز هست تا یک کسب و کار را شروع کنید ولی وقتی همه چیز پیچیده و سخت می‌شود باید خصوصیات خاصی داشته باشید تا بتوانید به مسیر خود ادامه دهید.

برای اینکه یک کارآفرین خوب باشید داشتن یک ایده خوب و رویا پردازی حول آن ایده و اجرای چشم اندازهایتان کافی نیست، بلکه همه ایده‌هایتان باید در نهایت به یک موفقیت نیز تبدیل شود.

برای پی بردن به ویژگی‌های اصلی یک کارآفرین ماهر با مایک روزنبرگ، موسس و مدیرعامل شرکت سرمایه گذاری گروهی Rothenberg Ventures صحبت کرده‌ایم. او هر روز با کارآفرین های زیادی ملاقات دارد و نظریات جالبی در مورد خصوصیات کلیدی یک کارآفرین دارد. او در اینجا به ۵ ویژگی برجسته کارآفرینان اشاره کرده است.

۱- تعادل بین فروتنی و اعتماد به نفس

شما باید به اندازه کافی اعتماد به نفس داشته باشید که یک کارآفرین برجسته و موفق شوید. بدون اعتماد به نفس غیرمحتمل است که بتوانید یک ایده کسب و کار خوب را تولید کنید و جلو ببرید و مشتری پیدا کنید وسرمایه گذار جذب کنید.

اما همیشه یادتان باشد که کمی فروتنی هم باعث پیشرفت بیشتر کارتان خواهد بود.

با ترکیبی از احساس اعتماد به نفس و فروتنی مانع از ایجاد حس تکبر در خود خواهید شد. انتقادپذیری بالایی خواهید داشت  که برای تضمین موفقیت هر کسب وکاری لازم است. در این‌صورت احتمال اینکه بازخوردهای ارزشمند وسازنده‌ای را دریافت کنید بیشتر می‌شود و حالت تدافعی نسبت به انتقادات نخواهید داشت. این اعتماد به نفس همراه با فروتنی، باعث می‌شود که بهترین انتقادات و نظرات را انتخاب کنید و خودتان به بهترین راهنمای خود تبدیل شوید.

۲- داستان درستی وصداقت

شما به عنوان موسس یک کسب وکار در واقع قرار هست که درستی وصداقت خود را بفروشید، این قضیه مخصوصاً موقعی چالش برانگیز می‌شود که می خواهید با یک یا چند سرمایه گذار بالقوه وارد مذاکره شوید،  چرا که در این شرایط داشتن شبکه ای از افراد که به شما اطمینان داشته باشند اهمیت بسیار زیادی پیدا می کند و این آشنایان تضمین کننده راستی و صداقت شما برای جلب اطمینان دیگران خواهند بود.

۳- عامل خوب بودن

متأسفانه اغلب اوقات خوب بودن به نوعی ضعف انگاشته می شود اما “روزنبرگ” مسلما دیدگاه دیگری دارد. او می گوید که بسیاری از کارآفرینانی که او سرمایه گذار آنها بوده است جزء معدود انسان‌های نابغه ولی خوب هستند.

در واقع وقتی شما قصد دارید از هیچ، چیز با ارزشی بسازید به احتمال زیاد با افراد خالص و مهربانی برخورد خواهید کرد.

۴- سنجش جرات

زندگی یک استارت‌آپ همیشه پر از چالش های مختلف است.اگر به این چالش‌ها به چشم فرصت نگاه کنید بهتر خواهید توانست تصمیمات مناسبی  برای چیره شدن بر این چالش‌ها اخذ کنید.

۵- داشتن مسئولیت پذیری اجتماعی

شما و کسب وکار شما در مجموع چه منافعی برای جامعه خود دارید؟ آیا قصد ایجاد شغل دارید؟ آیا بیزینس مدل شما بر اساس مسئولیت پذیری اجتماعی تنظیم شده است؟

باید به این نکته توجه کنید که  تمرکز بر ایجاد یک تاثیر مثبت و پایدار بر محیط مزیت رقابتی بزرگی برای جذب مشتری، کارمند وسرمایه گذار محسوب می‌شود. وقتی در حال ساختن شرکت خودتان هستید این توصیه را فراموش نکنید.

از نظر شما یک کارآفرین چه ویژگی های دیگری باید داشته باشد؟

منبع

محمد خاهانی
استارت آپ ویکند

رقابت جهانی استارت‌آپ ها چیست؟

استارت آپ ویکند رویداد کارآفرینی است که در طول سال در شهرهای مختلف دنیا برگزار می شود. افراد زیادی به عناوین مختلف در این رویداد شرکت می کنند و از آن برای ایجاد کسب و کارهای نو و توسعه کسب و کارهای خود بهره می گیرند.
یکی از اهداف اصلی برگزاری استارت آپ ویکند تلاش برای توسعه کسب و کارهای محلی نوپا  است. با این وجود از سال ۲۰۱۱ موسسه کافمن که حامی اصلی استارت آپ ویکند محسوب می شود با همکاری شرکت های بزرگ حامی استارت آپ ویکند مانند گوگل ، کوکاکولا و… تصمیم به برگزاری رقابت جهانی استارت‌آپ ها با عنوان   Global Startup Battle – GSB  گرفتند.
در این رقابت تیم های مختلف از سراسر دنیا شرکت می کنند و از یک موقعیت فوق العاده برای برقراری ارتباطات حرفه ای و کسب تجربه های متنوع بهره مند می شوند.
این رقابت جهانی یک هفته بعد از هفته جهانی کارآفرینی آغاز می شود. در سال های ۲۰۱۱ و ۲۰۱۲ فقط تیم هایی می توانستند در این رقابت شرکت کنند که  برنده استارت آپ ویکند محلی خود می شدند ولی از امسال در روند برگزاری تغییراتی رخ داده وهمه تیم هایی که در استارت آپ ویکند هفته جهانی کارآفرینی حضور داشته باشند، می توانند در این رقابت نیز شرکت کنند.
در سال های قبل روال به این شکل بود که یک ویدیو خلاقانه از استارت آپ خود می ساختید و  به رقابت جهانی ارسال می کردید. آنها ویدیو را به همراه بقیه شرکت کنندگان در یک نظرسنجی عمومی که در شبکه های اجتماعی برگزار میشد قرار می دادند و در صورتی که ایده شما در بین ۱۵ ایده برتر قرار می گرفت، جواز حضور در رویداد جهانی را کسب می کردید.

GSB_FB_Cover_Photo2_851_x_315
ولی از امسال با توجه به اینکه تعداد شرکت کنندگان افزایش پیدا کرده است، تغییراتی نیز در روند برگزاری بوجود آمده و مفهومی به نام دایره مطرح شده است.
همه شرکت هایی که به عنوان حامی در این رقابت شرکت می کنند برای خود یک دایره ایجاد می کنند. هر دایره از مربیان جداگانه و جوایز متنوع تشکیل شده است. برای مثال گوگل دایره مخصوص به خود و کوکاکولا دایره خود را خواهد داشت. همه تیم ها می توانند درخواست خود را برای شرکت در این دایره ها ارسال کنند و بسته به معیارهای صاحبان دایره قبول یا رد شوند.
در کنار همه دایره ها یک دایره هم برای رقابت اصلی وجود خواهد داشت که اعضای آن از طریق رای گیری ویدیویی انتخاب می شوند. یعنی به همان روند مشابه سال های قبل. به گفته وب سایت اصلی جایزه های این دایره به تدریج افزایش پیدا می کنند ولی اصلی ترین آنها به شرح زیر هستند :

جایزه اصلی :

۲۰ هزار دلار آمریکا از طرف شرکت گوگل
بازدید از شرکت مرکزی گوگل برای سه نفر از اعضای تیم ( بهمراه هزینه پرواز و اقامت )
آموزش تحت نظر اساتید گوگل
شرکت در سخنرانی های کارآفرینی گوگل با سخنرانی کار آفرینان مشهور
معرفی به صاحبان صنایع و سرمایه گذاران و خیلی بیشتر

جایزه تیم دوم و سوم :

۱۰ هزار دلار آمریکا از طرف شرکت گوگل
بازدید از شرکت مرکزی گوگل برای سه نفر از اعضای تیم ( بهمراه هزینه پرواز و اقامت )
آموزش تحت نظر اساتید گوگل
شرکت در سخنرانی های کارآفرینی گوگل با سخنرانی کار آفرینان مشهور و خیلی بیشتر

در سال ۲۰۱۲، بیش از۱۰۰ شهر و ۱۲۰۰۰ شرکت کننده در سراسر دنیا برای شرکت در رقابت جهانی باهم به رقابت پرداختند، این در حالی است که امسال بیش از ۲۰۰ شهر و ۲۰۰۰۰ شرکت کننده، خود را برای رقابت آماده می کنند.
در کشورمان نیز شهر تبریز بهمراه تهران، مشهد و اصفهان میزبان کسانی است که در وهله اول داشته های خود را در سطح محلی به بوته آزمایش می گذارند و از سوی دیگر امکان حضور خود در رقابت بزرگ جهانی را فراهم می کنند. جهت کسب اطلاعات بیشتر به وب سات جهانی رقابت سر بزنید و برای شرکت در رقابت جهانی کافی است در یکی از این ویکندهای محلی شرکت کنید.

سعید چوپانی
استارت آپ ویکند

استارت‌‌آپ ویکند چیست؟

شاید بهتر باشد قبل از معرفی این رویداد به معرفی خود واژه “استارت‌آپ” بپردازم.

استارت‌‌آپ چیست؟

اگر بخواهیم به شکلی ساده و ابتدایی استارت‌آپ را تعریف کنیم: استارت‌آپ به شرکت‌های نوپایی گفته می‌شود که با یک ایده‌ی ساده و اولیه شروع می‌کنند و به سرعت رشد می‌یابند و به درآمد می‌رسند. از بهترین مثال‌ها و موفق‌ترین استارت‌آپ‌های جهان می‌توان به گوگل، مایکروسافت، اپل و… اشاره کرد. شرکت‌هایی که با یک ایده‌ی ساده شروع به کار کرده و به درآمدهای میلیاردی رسیده‌اند و امروز بر دنیا تاثیر می‌گذارند.

استارت‌آپ‌ها معمولا نیاز به سرمایه اولیه هنگفتی ندارند و به کمک فناوری توسعه پیدا می‌کنند، برای موفقیت استارت‌آپ تکنیک‌های متفاوتی مورد نیاز هست که باید آموخته شود.

استارت‌آپ ویکند همانطور که از نامش پیداست یک رویداد کارآفرینی است که در سه روز آخر هفته برگزار می‌شود.

استارت آپ ویکند

 افراد ایده‌های خود را مطرح می‌کنند و از بین ایده‌های مطرح شده بهترین آن‌ها با رأی حاضران انتخاب می‌شوند. صاحبان ایده‌های انتخاب شده شروع به تشکیل تیم و جذب تخصص‌های مورد نیاز برای پیشبرد ایده می‌کنند. بعد از تشکیل گروه‌ها روز اول به پایان می‌رسد.

در روز دوم گروه‌ها از اول صبح در مکانی که برایشان تدارک دیده شده حاضر شده و با امکاناتی که در اختیار دارند شروع به اجرایی کردن ایده‌ی خود می‌نمایند. در این بین افرادی به عنوان مربی که در زمینه‌های مختلف دارای تخصص می‌باشند و یا سابقه ایجاد استارت‌آپ را دارند گروه‌ها را در جهت اجرایی کردن ایده‌هایشان راهنمایی و کمک می‌کنند، با این اوصاف روز دوم کاملاً به اجرایی کردن استارت‌آپ سپری شده و در این بین ممکن است کارگاه‌های آموزشی کوتاه مدت هم برگزار شود.

با آغاز روز سوم باز گروه‌ها دور هم جمع شده و آخرین تلاش‌ها را در جهت تولید نمونه اولیه محصولشان انجام می‌دهند و آماده ارائه آن در حضور داوران می‌شوند. عصر روز سوم زمان بررسی ایده‌ها و محصول اولیه حاصل از آن ایده است ، بطوری که گروه‌ها با ارائه توضیحات در زمینه توجیه اقتصادی طرح، ارزشی که ارائه می‌دهد و افرادی که به عنوان مصرف‌کنندگان نهایی در نظر گرفته شده‌اند و… از طرح خود دفاع می‌کنند. در نهایت سه تیم برتر با رأی نهایی داوران انتخاب می‌شوند.

اما برنده واقعی این رویداد گروه‌هایی هستند که تیم تشکیل شده خود را بعد از رویداد حفظ کرده و با تجربیاتی که به دست آورده‌اند استارت‌آپ خود را تبدیل به یک شرکت سودآور نمایند. همچنین نمایندگانی از کشورهای مختلف دنیا که خود استارت‌آپ‌های موفقی را راه‌اندازی کرده‌اند با حضور در این رویداد تجربیات خود در اختیار شرکت کنندگان قرار می‌دهند. شرکت کنندگان با حضور در این رویداد می‌توانند جواز حضور در رقابت جهانی استارت‌آپ‌ها را کسب کرده و با موفقیت در این رقابت از سرمایه گذاری غول‌های فناوری همچون گوگل، آمازون و… بهره ببرند این همایش همزمان با ۲۰۰ شهر دنیا در تبریز و در هفته جهانی کارآفرینی برگزار خواهد شد.

شهرام اشرف نیا
blog

وبلاگ استارت‌آپ ویکند تبریز

انسان، بعنوان هوشمندترین موجود روی زمین از همان روزهای آغازین پیدایش دانسته که برای حفظ بقا باید بیاموزد و از همان ابتدا کشف کرده که بهترین راه برای آموختن، مکتوب کردن است. از نقش‌بندی روی غارها گرفته تا اشعار عرب بادیه و فلسفه‌ی غرب، همه و همه به لطف نوشتار بودند که تثبیت شدند و موجود مدرن امروزی را پدید آوردند.

اینترنت (و یا به تعبیر صحیح‌تر آن وب) مدت‌هاست که ماهیت تک بعدی خود را برای انتقال اطلاعات از دست داده و به محل کار، تفریح، تحصیل و در نهایت به یک سبک زندگی تبدیل شده است.

استارت‌آپ ویکند تبریز بعنوان یک رویداد مهم محلی در حوزه کارآفرینی، باید با رعایت استانداردهای بین المللی همه تلاش خود را برای توسعه کارآفرینی و پدیدآوردن اکوسیستم کارآفرینی در شهر تبریز بکند. یکی از این استاندارها که رعایت آن از اوجب واجبات است، وجود یک وبلاگ فعال است. وبلاگی که هدف از آن صرفاً پوشش خبری یک رویداد نیست و سعی در تولید محتوای ناب در حوزه‌های مربوط به کسب و کارهای نوپا و استارت‌آپ‌ها دارد.

شما از این پس می توانید مقاله‌های تألیفی و ترجمه، اخبار و آخرین رویدادهای پشت صحنه استارت‌آپ ویکند تبریز را از طریق این وبلاگ پیگیری کنید. وبلاگ استارت‌آپ ویکند تبریز نشر مطالب خود را مقید به برگزاری یک رویداد استارت‌آپ ویکند نمی کند و انتشار مطالب آموزشی را تا برگزاری دوره‌های بعدی استارت‌آپ ویکند هم ادامه می دهد.

اگر شما هم به دنبال پاسخ سوالی در مورد استارت‌آپ‌ها می گردید و یا علاقه‌مند به همکاری با وبلاگ استارت‌آپ ویکند تبریز می باشید، با ایمیل blog@swtabriz.com تماس بگیرید.

سعید چوپانی